عشق بدون معشوق
فریاد عشق
بالاخره خانوم از سر جلسه امتحان اومد بیرون. مثل همیشه شروع کرد به معذرت خواهی که ببخشید دیر کردمو از این حرفا اون گفت: بچه ها باور کنین واقعا شرمنده ام اخه...
نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/٢٧ساعت
٩:۳٠ ب.ظ توسط رزیتا نظرات ()
ادامه مطلب نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢٢ساعت
٤:۱۱ ب.ظ توسط رزیتا نظرات ()
| Design By : Pichak |


